تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١
منحصر بودن مفهوم آيه به اين مصداق نيست، بلكه همان گونه كه ظاهر اطلاق آيه گواهى مىدهد، طهارت در اينجا معنى وسيعى دارد، كه هر گونه پاكسازى روحانى از آثار شرك و گناه، و جسمانى از آثار آلودگى به كثافات را شامل مىشود.
***
در سومين آيه مورد بحث، مقايسهاى ميان دو گروه به عمل آورده است:
مؤمنان، كه مساجدى همچون مسجد «قبا» را بر پايه تقوا بنا نمودند، با منافقانى كه شالوده آن مسجد ديگر را بر كفر، نفاق، تفرقه و فساد قرار مىدادند.
نخست مىگويد: «آيا كسى كه بناى آن مسجد را، بر پايه تقوا و پرهيز از مخالفت فرمان خدا، و جلب خشنودى او نهاده است بهتر است، يا كسى كه شالوده آن را بر لبه پرتگاه سستى در كنار دوزخ نهاده، كه به زودى در آتش جهنم فرو مىريزد»! «أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ في نارِ جَهَنَّمَ».
«بُنْيان» مصدرى است به معنى «اسم مفعول»، يعنى: بنا و ساختمان، و «شَفا» به معنى لبه چيزى است، و «جُرُف» به معنى «حاشيه» نهر و يا چاه است، كه آب زير آن را خالى كرده باشد، و «هار» به معنى شخص يا ساختمان سستى است كه در حال سقوط است.
تشبيه فوق با نهايت روشنى و وضوح، بىثباتى و سستى كار منافقان، و استحكام و بقاى كار اهل ايمان، و برنامههاى آنها را روشن مىسازد.
مؤمنان به كسى مىمانند كه، براى بناى يك ساختمان، زمين بسيار محكمى را انتخاب كرده، و آن را از شالوده با مصالحى پر دوام و مطمئن بنا مىكند، اما منافقان به كسى مىمانند كه، ساختمان خود را بر لبه رودخانهاى كه سيلاب زير