تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٩
اين جمله، اشاره به حقيقتى است كه بارها در قرآن خواندهايم، كه: دلائل و سخنان حق، و نشانهها و اندرزها به تنهائى كافى نيست، بلكه زمينههاى مستعد و آماده نيز، شرط گرفتن نتيجه است.
***
پس از آن، با لحنى تهديدآميز، اما در لباس سؤال و استفهام مىگويد: «آيا اين گروه لجوج و بىايمان، جز اين انتظار دارند كه سرنوشتى همانند اقوام طغيانگر و گردنكش پيشين، كه گرفتار مجازات دردناك الهى شدند پيدا كنند»؟
«فَهَلْ يَنْتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَيَّامِ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ».
سرنوشتى همچون «فراعنه» و «نمرودها» و «شدّادها» و اعوان و انصارشان!
و در پايان آيه به آنها چنين اخطار مىكند: «اى پيامبر به آنها بگو: اكنون كه شما در چنين مسيرى هستيد، و حاضر به تجديدنظر نيستيد، شما در انتظار بمانيد و ما هم با شما در انتظار خواهيم بود» «قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرينَ».
شما در انتظار در هم شكستن دعوت حق، و ما در انتظار سرنوشت شوم و دردناكى براى شما، همچون سرنوشت اقوام مستكبر پيشين.
بايد توجه داشت: «استفهام» در جمله «فَهَلْ يَنْتَظِرُونَ» استفهام انكارى است، يعنى: آنها با اين شيوه رفتارشان، انتظارى جز فرا رسيدن يك سرنوشت شوم نمىتوانند داشته باشند.
«أَيَّام» گر چه در لغت جمع «يوم» به معنى روز است، ولى در اينجا به معنى