تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٧
نكند، همچون افراد كوتاهفكر، چنين تصور كنند: مانعى ندارد شخص نيازمند مورد تحقير قرار گيرد، و يا آن چنان «زكات» را به او بپردازند، كه شخصيتش در هم شكسته شود.
به عكس، بايد همچون بنده خاضعى در مقابل ولى نعمت خود، شرط ادب را در اداى «زكات» و رساندن به اهلش رعايت كنند.
در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله مىخوانيم: إِنَّ الصَّدَقَةَ تَقَعُ فِى يَدِ اللَّهِ قَبْلَ أَنْ تَصِلَ إِلى يَدِ السَّائِلِ: «صدقه پيش از آن كه در دست نيازمند قرار بگيرد، به دست خدا مىرسد»! «١»
در حديث ديگرى از امام سجاد عليه السلام آمده: إِنَّ الصَّدَقَةَ لاتَقَعُ فِى يَدِ الْعَبْدِ حَتّى تَقَعَ فِى يَدِ الرَّبِّ: «صدقه در دست بنده قرار نمىگيرد، مگر اين كه قبلًا در دست خدا قرار بگيرد» (نخست به دست خدا و بعد به دست بنده مىرسد). «٢»
حتى در روايتى، تصريح شده: همه اعمال اين آدمى را «فرشتگان» تحويل مىگيرند، جز «صدقه»، كه مستقيماً به دست خدا مىرسد! «٣»
اين مضمون كه با عبارات گوناگون در روايات اهل بيت عليهم السلام خوانديم، از طرق «اهل تسنن» نيز، از پيامبر صلى الله عليه و آله با تعبير ديگرى نقل شده است، در «صحيح مسلم» و «بخارى» چنين آمده است: ما تَصَدَّقَ أَحَدُكُمْ بِصَدَقَةٍ مِنْ كَسْبٍ حَلالٍ طَيِّبٍ- وَ لايَقْبَلُ اللَّهُ إِلَّا الطَّيِّبَ- إِلَّا أَخَذَهَا الرَّحْمنُ بِيَمِيْنِهِ وَ إِنْ كانَتْ تَمْرَةً