تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧
«وَ الأَنْصارِ».
سوم، آنها كه بعد از اين دو گروه آمدند، «و از برنامههاى آنها به نيكى پيروى كردند، و با انجام اعمال نيك، قبول اسلام، هجرت، و نصرت آئين پيامبر صلى الله عليه و آله، به آنها پيوستند» «وَ الَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ». «١»
از آنچه گفتيم، روشن شد: منظور از «بِإِحْسان»، در واقع بيان اعمال و معتقداتى است كه، در آنها از پيشگامان اسلام پيروى مىكنند، و به تعبير ديگر:
«احسان»، بيان وصف برنامههائى است كه، از آن متابعت مىشود.
ولى، اين احتمال نيز در معنى آيه داده شده است كه: «احسان» بيان وصف چگونگى متابعت و پيروى باشد، يعنى: آنها كه به طور شايسته پيروى مىكنند (در صورت اول «باء» به معنى «فِى»، و در صورت دوم به معنى «مَعَ» است).
گر چه ظاهر آيه، مطابق تفسير اول است.
پس از ذكر اين گروه سهگانه، مىفرمايد: «هم خداوند از آنها راضى، و هم آنها از خدا راضى شدهاند» «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ».
رضايت خدا از آنها؛ به خاطر ايمان و اعمال صالحى است كه انجام دادهاند، و خشنودى آنان از خدا، به خاطر پاداشهاى گوناگون، فوقالعاده و پر اهميتى است، كه به آنان ارزانى داشته.
به تعبير ديگر: آنچه خدا از آنها خواسته، انجام دادهاند، و آنچه آنها از خدا خواستهاند، به آنان بخشيده، بنابراين، هم خدا از آنها راضى است، و هم آنان از خدا راضى هستند.
با اين كه، جمله گذشته همه مواهب و نعمتهاى الهى را در برداشت،