تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦
نموده گفت:
اين حكم، برادر «جزيه» است؛ ما مسلمان شدهايم كه از پرداخت «جزيه» معاف باشيم و با پرداخت «زكات»، چه فرقى ميان ما و غير مسلمانان باقى مىماند؟!
اين سخن مىرساند، او نه مفهوم «جزيه» را فهميده بود، و نه مفهوم «زكات» را، و يا فهميده بود، اما دنياپرستى اجازه بيان حقيقت و اظهار حق به او نمىداد.
به هر حال، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله سخن او را شنيد فرمود: يا وَيْحَ ثَعْلَبَةَ! يا وَيْحَ ثَعْلَبَة!: «واى بر ثعلبه!، اى واى بر ثعلبه»! و در اين هنگام آيات فوق نازل شد. «١»
شأننزولهاى ديگرى نيز، براى آيات فوق نقل شده، كه كم و بيش با داستان «ثعلبه» مشابه است، و از مجموع شأننزولهاى فوق، و مضمون آيات، چنين استفاده مىشود: شخص يا اشخاص مزبور در آغاز در صف منافقان نبودند، ولى به خاطر همين گونه اعمال، به آنها پيوستند.
تفسير:
منافقان كم ظرفيتند!
اين آيات، در حقيقت روى يكى ديگر از صفات زشت منافقان، انگشت مىگذارد، و آن اين كه: به هنگام ضعف و ناتوانى و فقر و پريشانى، چنان دم از ايمان مىزنند كه، هيچ كس باور نمىكند آنها روزى در صف منافقان قرار گيرند،