تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣
آتش سوزانى در انتظار آنها است، آتشى كه يك جرقه كوچكش از آتشهاى دنيا سوزندهتر است.
***
در دو آيه بعد، اشاره مىكند كه: آنها به گمان اين كه پيروزى به دست آوردهاند، و با تخلّف از جهاد، و دلسرد كردن بعضى از مجاهدان به هدفى رسيدهاند، قهقهه سر مىدهند، و بسيار مىخندند، همان گونه كه همه منافقان در هر عصر و زمان چنينند.
ولى، قرآن به آنها اخطار مىكند كه: «بايد كم بخندند و بسيار بگريند» «فَلْيَضْحَكُوا قَليلًا وَ لْيَبْكُوا كَثيراً».
گريه براى آينده تاريكى كه در پيش دارند.
گريه براى مجازاتهاى دردناكى كه در انتظار آنها است.
گريه به خاطر اين كه همه پلهاى بازگشت را پشت سر خود ويران ساختهاند.
و بالاخره، گريه براى اين كه اين همه استعداد و سرمايه عمر را از دست داده، و رسوائى، تيرهروزى و بدبختى براى خود خريدهاند.
و در آخر آيه مىفرمايد: «اين جزاى اعمالى است كه آنها انجام مىدادند» «جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ».
از آنچه گفتيم، روشن شد: منظور اين است اين گروه، بايد در اين جهان كم بخندند و بيشتر گريه كنند؛ زيرا مجازاتهاى دردناكى در پيش دارند كه، اگر از آن آگاه شوند، بسيار گريه خواهند كرد و كمتر مىخندند.
ولى، گروهى از مفسران، احتمال ديگرى در معنى اين جمله دادهاند، و آن اين كه: اينها هر قدر بخندند، با توجه به عمر كوتاه دنيا، خنده آنان كم خواهد بود،