تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٩
تفسير:
از نشانههاى حق و باطل
اين آيات نيز، همچنان استدلالات مربوط به مبدأ و معاد را تعقيب مىكند، در نخستين آيه، به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد: «به آنها بگو: آيا هيچ يك از اين معبودهائى كه شما شريك خدا قرار دادهايد، مىتواند آفرينش را ايجاد كند، و سپس باز گرداند»؟ «قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ».
آنگاه اضافه مىكند: «بگو: خداوند آفرينش را آغاز كرده و سپس باز مىگرداند» «قُلِ اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ».
«با اين حال چرا از حق روى مىگردانيد، و در بيراهه سرگردان مىشويد»؟
«فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ».
در اينجا دو سؤال پيش مىآيد:
نخست اين كه: مشركان عرب، غالباً اعتقاد به معاد، مخصوصاً به شكلى كه قرآن مىگويد نداشتند، با اين حال چگونه قرآن از آنها اعتراف مىخواهد؟
ديگر اين كه: در آيه قبل، سخن از اعتراف مشركان بود، ولى در اينجا به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد كه: تو اعتراف به اين واقعيت كن!؛ اين تفاوت تعبير براى چيست؟
با توجه به يك نكته، جواب هر دو سؤال روشن مىشود، و آن اين كه:
گر چه مشركان به معاد (معاد جسمانى)، عقيده نداشتند، ولى همين اندازه كه معتقد بودند آغاز آفرينش از خدا است، براى پذيرش معاد كافى است؛ چرا كه هر كس آغاز را انجام داده قادر به اعاده آن نيز هست.
بنابراين، اعتقاد به مبدأ با كمى دقت، معاد را اثبات مىكند.
و از اينجا روشن مىشود: چرا به جاى مشركان، پيامبر صلى الله عليه و آله اعتراف به اين