تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٢
يكى اين كه آنها با مالك شدن مسكن در سرزمين «مصر»، علاقه بيشترى به دفاع از خود، و از آن آب و خاك پيدا مىكردند.
ديگر اين كه از زندگى طفيلىگرا در خانههاى «قبطيان»، به يك زندگى مستقل منتقل مىشدند.
سوم اين كه اسرار كارها و نقشههاى آنها، به دست دشمنانشان نمىافتاد.
٢- خانههايشان را مقابل يكديگر و نزديك به هم بسازند؛ زيرا «قبله» در اصل به معنى «حالت تقابل» مىباشد، و اطلاق كلمه «قبله» بر آنچه امروز معروف است، در حقيقت معنى ثانوى براى اين كلمه است. «١»
اين كار، كمك مؤثرى به تمركز و اجتماع «بنى اسرائيل» مىكرد، و مىتوانستند مسائل اجتماعى را به طور عمومى مورد بررسى قرار دهند، و به عنوان انجام مراسم مذهبى دور هم جمع شوند، و براى آزادى خويش نقشههاى لازم را طرح نمايند.
٣- توجه به عبادت، و مخصوصاً «نماز»، كه انسان را از بندگى بندگان جدا، و به خالق همه قدرتها پيوند مىدهد، قلب و روح او را از آلودگى گناه مىشويد، و حس اتكاى به نفس را در او زنده مىكند و با تكيه بر قدرت پروردگار، روح تازهاى به كالبد انسان مىدمد.
٤- به «موسى» به عنوان يك رهبر دستور مىدهد: دست در درون زواياى روح «بنى اسرائيل» بيفكند، و زبالههاى ترس و وحشت را، كه يادگار ساليان دراز بردگى و ذلت بوده است بيرون بكشد، و از طريق «بشارت دادن به مؤمنان»، به