تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤
تفسير:
دونهمتان و مؤمنان راستين
در اين آيات، باز سخن درباره منافقان است، يعنى زشتكارىهاى آنان، با اعمال نيك مؤمنان راستين، در اينجا مقايسه شده است، كه با اين مقايسه انحراف و بيچارگى آنان روشنتر مىشود.
در آيه نخست مىگويد: «هنگامى كه سورهاى درباره جهاد نازل مىشود، و از مردم دعوت مىكند كه به خدا ايمان بياورند، (يعنى بر ايمان خود ثابتقدم بمانند، و آن را تقويت نمايند) و همراه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در راه او جهاد كنند، در اين هنگام، منافقان قدرتمند، كه توانائى كافى از نظر جسمى و مالى براى شركت در ميدان جنگ دارند، از تو اجازه مىخواهند در ميدان جهاد شركت نكنند، و مىگويند: بگذار ما با قاعدين (آنها كه از جهاد معذورند) باشيم» «وَ إِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ جاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَ قالُوا ذَرْنا نَكُنْ مَعَ الْقاعِدينَ».
«طَوْل» (بر وزن قول)، به معنى امكانات و توانائى مالى آمده است، بنابراين، «أُولُوا الطَّوْلِ»، به معنى كسانى است كه: داراى قدرت مادى كافى براى حضور در ميدان جنگ هستند، و با اين حال، مايل بودهاند، در صف افراد ناتوان يعنى:
آنها كه از نظر جسمى يا مالى توانائى جهاد نداشتهاند، بمانند.
اصل اين كلمه، از «طُول» (بر وزن پول)، كه ضد «عرض» است گرفته شده، و تناسب اين دو معنى با يكديگر روشن است، زيرا توانائى مالى و جسمى، يك نوع كشش و ادامه و طول قدرت را مىرساند.
***
در آيه بعد، قرآن آنها را، با اين جمله مورد ملامت و مذمت قرار مىدهد كه: