تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩١
در حالى كه، از بعضى ديگر از روايات برمىآيد كه: پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم داشت نماز بر او بگزارد، «جبرئيل» نازل شد، و اين آيه را بر او خواند، و او را از اين كار باز داشت. «١»
بعضى ديگر چنين مىگويند: پيامبر صلى الله عليه و آله نه نماز بر او گزارد، و نه تصميم بر اين كار داشت، بلكه تنها پيراهن خود را، براى تشويق قبيله «عبداللَّه» فرستاد، تا به عنوان كفن در تن او كنند، و هنگامى كه پرسيدند: چرا چنين اقدامى فرموديد در حالى كه او مرد بىايمانى است؟
فرمود: پيراهن من باعث نجات او از عذاب الهى نخواهد شد، ولى من اميدوارم كه به خاطر اين عمل، گروه زيادى مسلمان شوند، و چنين نيز شد، كه پس از اين جريان، عده فراوانى از قبيله «خزرج» مسلمان گشتند. «٢»
از آنجا كه اين روايات، با هم اختلاف فراوان دارد، ما از ذكر آنها به عنوان يك شأننزول صرفنظر كرديم، به خصوص اين كه، طبق گفته بعضى از مفسران بزرگ: مرگ «عبداللَّه بن ابى»، در سنه ٩ هجرى واقع شد، در حالى كه آيات فوق، در حدود سال هشتم نازل شده است. «٣»
ولى آنچه قابل انكار نيست، اين است كه: از لحن آيه چنين برمىآيد:
پيامبر صلى الله عليه و آله، قبل از نزول اين آيه، بر منافقان نماز مىگزارده، و بر كنار قبر آنها