تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٢
رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ». «١»
شكّ نيست، بىنياز ساختن و رفع احتياجاتشان، در پرتو فضل پروردگار و خدمات پيامبر چيزى نبود كه بخواهند انتقام آن را بگيرند، بلكه جاى حقشناسى و سپاسگزارى داشت.
اما اين حق ناشناسان زشتسيرت، خدمت و نعمت را با جنايت پاسخ گفتند.
و اين تعبير زيبا و رسائى است كه، در بسيارى از گفتهها و نوشتهها به كار مىرود، مثلًا به كسى كه سالها به او خدمت كردهايم، و بعد به ما خيانت مىكند، مىگوئيم: گناه ما فقط اين بود كه، به تو پناه داديم، و از تو دفاع كرديم و حداكثر محبت را نموديم، اين مزد دست ما بود!
آنگاه، آن چنان كه سيره قرآن است، راه بازگشت را به روى آنان گشوده، مىفرمايد: «اگر آنان توبه كنند براى آنها بهتر است» «فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ».
و اين، نشانه واقعبينى اسلام، و اهتمام به امر تربيت، و مبارزه با هر گونه سختگيرى و شدت عمل نابجا است، كه حتى راه آشتى و توبه را، به روى منافقانى كه توطئه براى نابودى پيامبر كردند، و سخنان كفرآميز و توهينهاى زننده داشتند، باز گذارده، بلكه از آنها دعوت به توبه كرده است.
اين، در حقيقت چهره واقعى اسلام است، ولى چقدر بىانصافند كسانى كه، اسلام را با چنين چهرهاى، دين فشار و خشونت معرفى مىكنند!!
آيا در دنياى امروز، هيچ حكومتى، هر چند طرفدار نهايت نرمش بوده