تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١
كه در پنج قسمت خلاصه مىشد: «امر به منكر»، «نهى از معروف»، «امساك و بخل»، «فراموش كردن خدا» و «مخالفت فرمان پروردگار».
در آيات مورد بحث، علائم و نشانههاى مردان و زنان با ايمان بيان شده است، كه آن هم در پنج قسمت خلاصه مىشود، و درست نقطه مقابل يكايك صفات منافقان است.
آيه نخست از اينجا شروع مىكند: «مردان و زنان با ايمان دوست، ولىّ و يار و ياور يكديگرند» «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ».
جالب اين كه، درباره منافقان نيامده بود كه آنها «اولياء» يكديگر، بلكه جمله «بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ»، كه دليل بر وحدت هدف و هماهنگى صفات و كردار است، به چشم مىخورد، اشاره به اين كه «منافقان»، هر چند در صف واحدى قرار دارند و گروههاى مختلفشان در مشخصات و برنامهها شريكند، اما روح مودّت و ولايت در ميان آنها وجود ندارد! و هر گاه منافع شخصى آنان به خطر بيفتد، حتى به دوستان خود خيانت خواهند كرد، به همين دليل در آيه ١٤ سوره «حشر» مىخوانيم: تَحْسَبُهُمْ جَميعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى: «آنها را متحد مىپندارى در حالى كه دلهايشان پراكنده است».
پس از بيان اين اصل كلّى، به شرح جزئيات صفات مؤمنان مىپردازد:
١- نخست مىگويد: «آنها مردم را به نيكىها دعوت مىكنند» «يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ».
٢- «مردم را از زشتىها، بدىها و منكرات باز مىدارند» «وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ».
٣- آنها، به عكس منافقان كه خدا را فراموش كرده بودند «نماز را بر پا مىدارند» «وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ».