تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٤
انحراف چيزى است كه: بر خلاف فطرت باشد (دقت كنيد).
***
پس از اشاره به بطلان شرك از طريق فطرت، به يك دليل روشن عقلى پرداخته، مىگويد: به من چنين دستور داده شده است: «غير از خدا اشيائى را كه نه سودى به تو مىرساند، نه زيانى، پرستش مكن! كه اگر چنين كارى كنى، از ستمگران خواهى بود» «وَ لاتَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لايَنْفَعُكَ وَ لايَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمينَ»، هم به خويشتن ستم كردهاى و هم به جامعهاى كه به آن تعلّق دارى.
كدام عقل و خرد اجازه مىدهد انسان به پرستش اشياء و موجوداتى بپردازد كه هيچ گونه سود و زيانى ندارند، و در سرنوشت انسان كمترين تأثيرى نمىتوانند داشته باشند؟
***
در اينجا نيز، تنها به جنبه نفى قناعت نمىكند، و علاوه بر جنبه نفى، روى جنبه اثبات نيز تكيه كرده، مىفرمايد: «اگر ناراحتى و زيانى از طرف خدا به تو برسد، (خواه براى مجازات باشد و يا به خاطر آزمايش)، هيچ كس جز او نمىتواند آن را برطرف سازد» «وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ».
همچنين «اگر خداوند اراده كند خير و نيكى به تو برساند، هيچ كس توانائى ندارد كه جلو فضل و رحمت او را بگيرد» «وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ».
«او هر كس از بندگان را اراده كند (و شايسته بداند) به نيكى مىرساند» «يُصيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ».
چرا كه آمرزش و رحمتش همگان را در بر مىگيرد، «و او است غفور رحيم» «وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ».
***