تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٤
٩٩ وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لآمَنَ مَنْ فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَميعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنينَ
١٠٠ وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لايَعْقِلُونَ
ترجمه:
٩٩- و اگر پروردگار تو مىخواست، تمام كسانى كه روى زمين هستند، همگى (به اجبار) ايمان مىآوردند؛ آيا تو مىخواهى مردم را مجبور سازى كه ايمان بياورند؟! (ايمان اجبارى چه سودى دارد)؟!
١٠٠- (اما) هيچ كس نمىتواند ايمان بياورد، جز به فرمان خدا (و توفيق و يارى و هدايت او)! و پليدى (كفر و گناه) را بر كسانى قرار مىدهد كه نمىانديشند.
تفسير:
ايمان اجبارى بيهوده است
در آيات گذشته خوانديم: ايمان اضطرارى به هيچ دردى نمىخورد؛ به همين جهت، در نخستين آيه مورد بحث مىفرمايد: «اگر پروردگار تو اراده مىكرد، همه مردم روى زمين ايمان مىآوردند» «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لآمَنَ مَنْ فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَميعاً».
بنابراين، از ايمان نياوردن گروهى از آنان دلگير و ناراحت مباش، اين لازمه اصل آزادى اراده و اختيار است، كه گروهى مؤمن، و گروهى بىايمان خواهند