تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٥
شده بود، و ممكن بود بعضى از مشركان و منكران دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله، در صحت آنها ترديد كنند، قرآن از آنها مىخواهد كه براى فهم صدق اين گفتهها، به اهل كتاب مراجعه كنند، و چگونگى را از آنها بخواهند؛ چرا كه در كتب آنها، بسيارى از اين مسائل آمده است.
ولى به جاى اين كه روى سخن را به مخالفان كند، پيامبر را مخاطب ساخته چنين مىفرمايد:
«اگر از آنچه بر تو نازل كرديم در شك و ترديد هستى، از آنها كه كتب آسمانى را قبل از تو مىخوانند بپرس»! «فَإِنْ كُنْتَ في شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ».
تا از اين طريق ثابت شود كه: «آنچه بر تو نازل شده، حق و از طرف پروردگار تو است» «لَقَدْ جائَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ».
«بنابراين، هرگز از ترديدكنندگان مباش»! «فَلاتَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرينَ».
اين احتمال نيز وجود دارد كه: آيه فوق، بحث تازه و مستقلى را درباره صدق دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله عنوان مىكند، و به مخالفان مىگويد: اگر در حقانيت او ترديد دارند، نشانههاى او را كه در كتب پيشين مانند «تورات» و «انجيل» نازل شده، از اهل كتاب بپرسند.
شأن نزولى كه در بعضى از تفاسير «١» نقل شده نيز، اين معنى را تأئيد مىكند، و آن اين كه: جمعى از كفار «قريش» مىگفتند: اين قرآن از طرف خدا نازل نشده، بلكه شيطان به محمّد صلى الله عليه و آله القاء مىكند!، اين سخن سبب شد كه عدهاى در شك و ترديد فرو روند، خداوند با آيه فوق به آنها پاسخ گفت.
***