تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٣
بود، چه كسى نمىدانست كه «فرعون» غاصب، غارتگر، ظالم و مفسد است، آيا خدمتگزاران چنين دستگاهى، شريك در ظلم و فساد او نبودند؟
و آيا ممكن بود عمل آنها يك عمل صحيح و الهى باشد؟ هرگز، نه!
بنابراين پيدا بود كه خداوند اين تلاش مفسدانه را باطل خواهد كرد.
آيا تعبير به: سَيُبْطِلُهُ «خداوند به زودى آن را باطل مىكند»، دليل بر اين است كه سحر واقعيت دارد، اما خدا مىتواند آن را ابطال كند؟
و يا اين كه منظور از اين جمله آن است كه: خداوند باطل بودن آن را آشكار مىسازد؟
در سوره «اعراف» مىگويد: «سحر ساحران در چشمهاى مردم اثر گذاشت و آنها را به وحشت افكند» (فَلَمَّا أَلْقَوا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ). «١»
اما اين تعبير، منافات با آن ندارد كه آنها با يك سلسله وسائل مرموز، آن چنان كه در مفهوم و معنى لغوى «سحر» افتاده است، مخصوصاً با استفاده از خواص فيزيكى و شيميائى اجسام مختلف، يك رشته حركات واقعى در آن طنابها و عصاها ايجاد كرده باشند.
ولى مطمئناً اين طنابها و عصاها، موجودات زندهاى، آن چنان كه در چشم ظاهربينان جلوه مىكرد، نبودند، چنان كه قرآن در سوره «طه» مىگويد: فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى:
«در آن هنگام طنابها و عصاهاى جادوگران بر اثر سحرشان خيال مىشد كه مىدود»! «٢»
بنابراين، بخشى از تأثير سحر واقعيت دارد، و بخشى وهم و خيال است.
***