تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣
دلهاى آنها افتاده بود، آرى «اين چنين بر دلهاى متجاوزان مُهر مىزنيم» «كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدينَ».
***
نكتهها:
١- جمله «فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ» اشاره به اين مىكند كه:
گروهى در ميان امتها بودهاند، كه در برابر دعوت هيچ پيامبر و مصلحى سر تسليم فرود نمىآوردند، و همچنان بر سر حرف خود ايستاده بودند، و تكرار دعوت انبياء در آنها كمترين اثرى نمىگذاشت.
بنابراين، جمله مزبور اشاره به گروهى مىكند كه: در دو زمان در برابر دعوت پيامبران مختلف قرار گرفتند؛ (زيرا ظاهر جمله اين است كه مرجع همه ضمائر يكى است).
اين احتمال نيز در معنى آيه داده شده است كه: اشاره به دو گروه مختلف مىكند:
گروهى در زمان «نوح» بودند، و دعوت او را تكذيب كردند.
و گروهى كه بعد از آنها به وجود آمدند، و با انكار و تكذيب پيامبران راه آنان را پيمودند.
بر اين اساس، معنى جمله چنين مىشود: «تجاوزكارانِ اقوام ديگر نيز، از ايمان آوردن- به همان چيزى كه اقوام پيشين، خوددارى كرده بودند- سرباز زدند».
البته با توجه به اين كه مخالفانِ دعوت «نوح» در طى طوفان از ميان رفتند، اين احتمال در تفسير آيه قوت پيدا مىكند، ولى به هر حال لازمه آن اين است كه، در ميان مرجع ضميرهاى جمله، (واو جمع در كانُوا، لِيُؤْمِنُوا، و كَذَّبُوا) تفكيك