تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠
ولى به هر حال اين يك درس است براى همه رهبران اسلامى كه در برابر انبوه دشمنان هرگز نهراسند، بلكه با اتكاء و توكّل بر پروردگار، و با قاطعيت هر چه بيشتر، آنها را به ميدان فرا خوانند، و قدرتشان را تحقير كنند، كه اين عامل مهمى براى تقويت روحى پيروان، و شكست روحيه دشمنان خواهد بود.
***
در آيه بعد، بيان ديگرى از «نوح» براى اثبات حقانيت خويش نقل شده، آنجا كه مىگويد: «اگر شما از دعوت من سرپيچى كنيد، من زيانى نمىبرم؛ چرا كه من از شما اجر و پاداشى نخواستم» «فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ». «١»
«چرا كه اجر و پاداش من تنها بر خدا است» «إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ».
براى او كار مىكنم و تنها از او پاداش مىخواهم.
«و من مأمورم كه فقط تسليم فرمان خدا باشم» «وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمينَ».
و اين كه «نوح» مىگويد: من هيچ پاداشى از شما نمىخواهم، درس ديگرى است براى رهبران الهى، كه در دعوت و تبليغ خود، انتظار هيچ گونه پاداش مادّى و معنوى از مردم نداشته باشند؛ زيرا اين گونه انتظارها، يك نوع وابستگى ايجاد مىكند، كه جلو تبليغات صريح، و فعاليتهاى آزادانه آنها را سدّ خواهد كرد، و طبعاً تبليغات و دعوتشان كم اثر خواهد شد.
به همين دليل راه صحيح دعوت به سوى اسلام و تبليغ آن نيز، به اين است كه مبلغان اسلامى، براى امرار معاش خود، تنها متكى به «بيتالمال» باشند، نه نيازمند به مردم!
***