تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٦
ديگر اين كه، فرضاً با اين حرفها چند روزى مردم را اغفال كنند، و از آئين بتپرستى به نوائى برسند، ولى اين تمتع و بهرهگيرى، دوام و بقائى ندارد، و عذاب جاودان الهى در انتظار آنها است.
***
نكتهها:
١- تفاوت «سلطان» و «دليل»
كلمه «سلطان» در اينجا به معنى دليل است، اين كلمه، از كلمه «دليل»، هم پرمعنىتر، و هم رساتر است؛ زيرا دليل به معنى راهنما است، اما سلطان به معنى چيزى است كه انسان را بر طرف مقابل مسلّط مىسازد، و متناسب موارد بحث و مجادله و گفتگو، و اشاره به دليل كوبنده است.
***
٢- منظور از «متاع»
«متاع» به معنى چيزى است كه انسان از آن بهره مىگيرد، و مفهوم آن بسيار وسيع است، و تمام وسائل زندگى و مواهب مادى را شامل مىشود، «راغب» در كتاب «مفردات» مىگويد: كُلَّما يُنْتَفَعُ بِهِ عَلى وَجْهٍ ما، فَهُوَ مَتاعٌ وَ مُتْعَةٌ: «هر چيزى كه به نحوى انسان از آن بهره مىگيرد، به آن متاع يا متعه گفته مىشود».
***
٣- منظور از «نُذيقُهُم»
تعبير به: نُذيقُهُمُ «به آنها مىچشانيم»، كه در مورد عذاب الهى به كار رفته، اشاره به اين است كه: اين مجازات چنان به آنها مىرسد، كه گوئى با زبان و دهان خويش آن را مىچشند، اين تعبير بسيار رساتر از مشاهده، و حتى لمس كردن عذاب است.
***