تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥
دومين پاسخى را كه قرآن به آنها مىگويد اين است: هر كس ادعائى دارد، بايد دليلى بر مدعاى خود اقامه كند. آيا شما به راستى بر اين سخن دليلى داريد؟
«نه؛ هيچ دليلى نزد شما براى اين ادعا وجود ندارد» «إِنْ عِنْدَكُمْ مِنْ سُلْطانٍ بِهذا».
با اين حال «آيا به خدا نسبتى مىدهيد كه، حداقل از آن آگاهى نداريد»؟
«أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لاتَعْلَمُونَ».
يعنى: به فرض كه دليل روشن نخست را نپذيريد، بالاخره اين حقيقت را نمىتوانيد انكار كنيد كه، گفتار شما يك تهمت و قول به غير علم است.
***
در آيه بعد، سرانجام شوم افترا و تهمت بر خدا را بازگو مىكند:
روى سخن را متوجه پيامبرش كرده مىفرمايد: «به آنها بگو: كسانى كه بر خدا افترا مىبندند و دروغ مىگويند، هرگز روى رستگارى را نخواهند ديد» «قُلْ إِنَّ الَّذينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لايُفْلِحُونَ».
***
فرضاً كه آنها بتوانند با دروغها و افتراهاى خود، چند صباحى به مال و منال دنيا برسند «اين تنها يك متاع زودگذر اين جهان است، سپس به سوى ما باز مىگردند، و ما عذاب شديد را به سزاى كفرشان به آنها مىچشانيم» «مَتاعٌ فِي الدُّنْيا ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذيقُهُمُ الْعَذابَ الشَّديدَ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ».
در واقع، اين آيه و آيه قبل، دو نوع مجازات براى اين دروغگويان كه به خدا نسبت نارواى اختيار فرزند مىدهند، بيان مىدارد:
يكى اين كه، هيچ گاه اين دروغ و تهمت، مايه فلاح و رستگارى آنها نيست، و هرگز آنان را به هدفشان نمىرساند، بلكه در بيراههها سرگردان مىشوند، و بدبختى و شكست دامنشان را مىگيرد.