تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١
براى آنها كه مىشنوند و درك مىكنند، و آنها كه پس از درك حقيقت، آن را به كار مىبندند.
***
نكتهها:
١- آرامش و سكون
آرامش و سكون، كه هدف از آفرينش شب قرار داده شده، يك واقعيت مسلّم علمى است، كه دانش امروز آن را اثبات كرده است، پردههاى تاريكى شب نه تنها يك وسيله اجبارى براى تعطيل فعاليتهاى روزانه است، كه اثر مستقيمى روى سلسله اعصاب و عضلات آدمى و ساير جانداران دارد، و آنها را در حالت استراحت و خواب و سكون فرو مىبرد.
و چه نادانند مردمى كه شب را به هوسرانى زنده مىدارند، و روز را- مخصوصاً صبحگاهان نشاطانگيز را- در خواب فرو مىروند، و به همين دليل همواره اعصابى نا متعادل و ناراحت دارند!!
***
٢- منظور از «وَ النَّهارَ مُبْصِراً»
با توجه به اين كه ماده «ابصار» به معنى «بينائى» است، مفهوم جمله «وَ النَّهارَ مُبْصِراً» اين مىشود: خدا «روز را بينا قرار داد»، در حالى كه روز بيناكننده است، نه بينا.
اين يك تشبيه و مجاز زيبا از قبيل توصيف سبب به اوصاف مسبب است، همان گونه كه در مورد شب نيز مىگويند «لَيْلٌ نائِمٌ» يعنى «شبى كه به خواب رفته»، در حالى كه شب به خواب نمىرود، بلكه شب سبب مىشود مردمان به خواب روند.
***