تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٤
پيروزى و موفقيت را شامل مىشود، و همه آنچه در بالا ذكر شد در آن درج است، و در واقع هر كدام، اشاره به گوشهاى از اين بشارت وسيع الهى مىباشد.
و شايد اين كه: در بعضى از روايات به خوابهاى خوش و رؤياى صالحه تفسير شده، اشاره به اين باشد كه هر گونه بشارت، حتى بشارتهاى كوچك نيز در مفهوم «البشرى» نهفته است، نه اين كه منحصر به آن باشد.
در واقع- همان طور كه قبلًا هم گفته شد- اين اثر تكوينى و طبيعى ايمان و تقوا است، كه انسان را از انواع دلهرهها و وحشتهائى كه زائيده شك و ترديد، و همچنين مولود گناه و انواع آلودگىها است، از روح و جسم انسان دور مىسازد.
چگونه ممكن است كسى ايمان و تكيه گاه معنوى در درون جان خود نداشته باشد، و باز احساس آرامش كند؟!
او به يك كشتى بىلنگر- در يك درياى طوفانى- مىماند، كه امواج كوهپيكر هر لحظه او را به سوئى پرتاب مىكنند، و گردابها براى بلعيدنش دهان باز كردهاند.
چگونه كسى كه دست به ظلم و ستم، ريختن خون مردم، و غصب اموال و حقوق ديگران آلوده كرده، ممكن است آرامش خاطر داشته باشد؟
او بر خلاف مؤمنان، حتى خواب آرام ندارد، و غالباً خوابهاى وحشتناكى مىبيند، كه در اثناء آن خود را با دشمنان، درگير مشاهده مىكند، و اين خود يك دليل بر نا آرامى و تلاطم روح آنهاست.
طبيعى است، يك شخص جانى، به خصوص اين كه تحت تعقيب باشد، در عالم خواب، خود را در برابر اشباح هولناكى مىبيند كه براى گرفتن و تعقيب او كمر بستهاند.
و يا اين كه روح آن مقتول مظلوم، از درون ضمير ناآگاهش فرياد مىزند و