تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠
نعمت بزرگ الهى است، و بسيارى از مردم به جاى سپاسگزارى در برابر اين نعمت، ناسپاسى مىكنند، و با احكام خرافى و ممنوعيتهاى بىدليل، خود را از آن محروم مىدارند.
***
و براى اين كه تصور نشود اين مهلت الهى، دليل بر عدم احاطه علم پروردگار بر كارهاى آنها است، در آخرين آيه مورد بحث، اين حقيقت را با رساترين عبارت بيان مىكند كه:
او از تمام ذرات موجودات، در پهنه آسمان و زمين، و جزئيات اعمال بندگان آگاه و با خبر است، مىفرمايد:
«در هيچ حالت، انديشه و كار مهمى نمىباشى، و هيچ قسمتى از قرآن را تلاوت نمىكنى، و هيچ عملى را انجام نمىدهيد، مگر اين كه ما شاهد و ناظر بر شما هستيم در آن هنگام كه وارد آن عمل مىشويد» «وَ ما تَكُونُ في شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لاتَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفيضُونَ فيهِ». «١»
«شهود» جمع «شاهد»، در اصل، به معنى حضور توأم با مشاهده با «چشم» و يا «قلب» و «فكر» است، و تعبير به جمع، اشاره به اين است كه نه تنها خدا، بلكه فرشتگانى كه فرمانبردار او و مراقب اعمال انسانها هستند نيز، از همه اين كارها با خبر، و شاهد و ناظرند.
و همان گونه كه سابقاً هم اشاره كردهايم، تعبير به صيغه جمع در مورد خداوند، با اين كه ذات پاك او از هر جهت يگانه و يكتا است، براى اشاره به عظمت مقام او است، و اين كه همواره مأمورينى سر بر فرمان او دارند، و در