تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠
آيا مسأله رم دادن شتر، و سقوط پيامبر صلى الله عليه و آله از آن گردنه خطرناك، چيزى است كه بتوان زير نقاب شوخى آن را پوشاند؟
و يا استهزاء، و مسخره كردن آيات الهى، و اخبار پيامبر از پيروزىهاى آينده، مطلبى است كه به بازى گرفته شود؟!
همه اينها گواهى مىدهد: آنان اهداف خطرناكى داشتند، كه در زير اين پوششها قرار مىدادند.
***
سپس، به پيامبر صلى الله عليه و آله چنين دستور مىدهد: صريحاً به اين منافقان بگو:
«دست از اين عذرهاى واهى و دروغين برداريد» «لاتَعْتَذِرُوا».
چرا كه، «شما بعد از ايمان راه كفر پيش گرفتيد» «قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إيمانِكُمْ».
اين تعبير، نشان مىدهد گروه بالا، از آغاز در صف منافقان نبودند، بلكه در صف مؤمنان ضعيف الايمان بودند، و پس از ماجراى فوق راه كفر پيش گرفتند.
اين احتمال نيز، در تفسير جمله فوق وجود دارد، كه اين گروه پيش از اين هم در صف منافقان بودند، ولى چون ظاهراً مرتكب خلافى نشده بودند، پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان وظيفه داشتند با آنها معامله افراد مؤمن كنند.
ولى، هنگامى كه پس از ماجراى جنگ «تبوك» پرده كنار رفت، و كفر و نفاق آنها بر ملا شد، به آنها اخطار گرديد، كه شما از اين پس، در صف مؤمنان نخواهيد بود.
سر انجام، آيه را با اين جمله پايان مىدهد «اگر ما گروهى از شما را ببخشيم گروه ديگرى را به خاطر اين كه مجرم بودند، مجازات خواهيم كرد» «إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمينَ».
اين كه مىگويد: گروهى را به خاطر جرم و گناهشان مجازات مىكنيم، دليل