تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٩
مىافزايد:
«بگو: آيا خداوند به شما اجازه داده است چنين قوانينى را وضع كنيد، يا بر خدا افترا مىبنديد»؟ «قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ».
يعنى اين كار از دو صورت خارج نيست، و شقّ سوم ندارد: يا بايد با اجازه پروردگار صورت گرفته باشد.
و يا تهمت و افترا است، و چون احتمال اول منتفى است، بنابراين چيزى جز تهمت و افترا نمىتواند باشد.
***
اكنون كه مسلّم شد، آنها با اين احكام خرافى و ساختگى خود، علاوه بر محروم شدن از نعمتهاى الهى، تهمت و افترا به ساحت قدس پروردگار بستهاند، اضافه مىفرمايد: «آنها كه بر خدا دروغ مىبندند، درباره مجازات روز قيامت چه مىانديشند؟ آيا تأمينى براى رهائى از اين كيفر دردناك به دست آوردهاند»؟ «وَ ما ظَنُّ الَّذينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيامَةِ».
اما، «خداوند فضل و رحمت گستردهاى بر مردم دارد» «إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ».
به همين دليل آنها را در برابر اين گونه اعمال زشتشان، فوراً كيفر نمىدهد.
آنها، به جاى اين كه از اين مهلت الهى استفاده كنند و عبرت گيرند، شكر آن را به جا بياورند، و به سوى خدا بازگردند، اكثر آنان غافلند، لذا مىفرمايد: «ولى اكثر آنها سپاس اين نعمت بزرگ را به جا نمىآورند» «وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لايَشْكُرُونَ».
اين احتمال نيز، در تفسير اين آيه وجود دارد كه: حلال بودن همه اين مواهب و روزىها (به جز اشياء زيانبخش و ناپاك كه استثناء شده)، خود يك