تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠
«و رحمت براى مؤمنان است» «وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ».
در اين آيه، چهار صفت براى قرآن بيان شده است، كه براى فهم بيشتر بايد نخست روى لغات آن تكيه كنيم.
«وعظ» (و موعظه) آن چنان كه در «مفردات» آمده است، نهى آميخته به تهديد است، ولى ظاهراً معنى «موعظه» وسيعتر از اين باشد، همان گونه كه از «خليل» دانشمند معروف عرب، در همان كتاب «مفردات» نقل شده كه:
موعظه عبارت است از: تذكّر دادن نيكىها، كه توأم با رقّت قلب باشد.
در واقع هر گونه اندرزى كه در مخاطب تأثير بگذارد، او را از بدىها بترساند، و يا قلب او را متوجه نيكىها گرداند، وعظ و موعظه ناميده مىشود.
البته مفهوم اين سخن، آن نيست كه هر موعظهاى بايد تأثير داشته باشد، بلكه منظور آن است كه بتواند در قلبهاى آماده چنين اثرى بگذارد.
منظور از شفا دادن بيمارى دلها، و يا به تعبير قرآن شفاى چيزى كه در سينهها است، همان آلودگىهاى معنوى و روحانى است، مانند: بخل، كينه، حسد، جبن، شرك، نفاق و امثال اينها، كه همه از بيمارىهاى روحى و معنوى است.
منظور از «هدايت»، راهيابى به سوى مقصود، يعنى تكامل و پيشرفت انسان در تمام جنبههاى مثبت است.
و منظور از «رحمت»، همان نعمتهاى مادّى و معنوى الهى است، كه شامل حال انسانهاى شايسته مىشود، همان گونه كه در كتاب «مفردات» مىخوانيم:
«رحمت» هر گاه به خدا نسبت داده شود، به معنى نعمت بخشيدن او است، و هنگامى كه به انسانها نسبت داده شود، به معنى رقّت قلب و عطوفت است.
آيه فوق، چهار مرحله از مراحل تربيت و تكامل انسان را در سايه قرآن شرح مىدهد: