تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٥
تفسير:
در مجازات الهى ترديد نكنيد
در آيات گذشته، سخن از كيفر، مجازات و عذاب مجرمان در اين جهان و جهان ديگر بود، آيات مورد بحث نيز، اين موضوع را دنبال مىكند.
نخست مىفرمايد: «مجرمان و مشركان از روى تعجب و استفهام از تو سؤال مىكنند: آيا اين وعده مجازات الهى در اين جهان و جهان ديگر حق است»؟ «وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ».
«حقّ» در اينجا در مقابل «باطل» نيست، بلكه منظور اين است: آيا اين مجازات و كيفر واقعيت دارد و تحقق مىيابد؟ زيرا «حق» و «تحقق» هر دو از يك مادهاند، البته حق در مقابل باطل، اگر به معنى وسيع كلمه تفسير شود، شامل هر واقعيت موجود مىگردد، و نقطه مقابل آن معدوم و باطل است.
در برابر اين سؤال، خداوند به پيامبرش دستور مىدهد: با تأكيد هر چه بيشتر «بگو: آرى، به پروردگارم سوگند! اين يك واقعيت است و هيچ شك و ترديدى در آن نيست» «قُلْ إي وَ رَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ».
و اگر فكر مىكنيد، مىتوانيد از چنگال مجازات الهى فرار كنيد، اشتباه بزرگى كردهايد؛ زيرا «هرگز شما نمىتوانيد از آن جلوگيرى كنيد، و او را با قدرت خود ناتوان سازيد» «وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزينَ».
در واقع اين جمله با جمله فوق، از قبيل بيان مقتضى و مانع است، در جمله اوّل مىگويد: مجازات مجرمان يك واقعيت است.
و در جمله دوم اضافه مىكند: هيچ قدرتى نمىتواند جلو آن را بگيرد، درست مانند آيات ٧ و ٨ سوره «طور» كه مىفرمايد: إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ* ما لَهُ مِنْ دافِعٍ: «عذاب پروردگارت واقعشدنى است* و هيچ چيز نمىتواند مانع