تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٤
در نوع خود معجزهآسا است.
شواهد گوناگون جالبى براى اين موضوع ذكر كردهاند از جمله: جريان زير است كه براى «سيد قطب» مفسر معروف واقع شده:
او در ذيل آيه مورد بحث چنين مىگويد:
من از حوادثى كه براى ديگران واقع شده سخنى نمىگويم، تنها حادثهاى را بيان مىكنم كه براى خود من واقع شد، و شش نفر ناظر آن بودند (خودم و پنج نفر ديگر).
ما شش نفر از مسلمانان بوديم، كه با يك كشتى «مصرى»، اقيانوس «اطلس» را به سوى «نيويورك» مىپيموديم، مسافران كشتى ١٢٠ مرد و زن بودند، و كسى در ميان مسافران، جز ما مسلمان نبود.
روز «جمعه» به اين فكر افتاديم: «نماز جمعه» را در قلب اقيانوس و بر روى كشتى برگزار نمائيم، و ما علاوه بر اقامه فريضه مذهبى مايل بوديم، يك حماسه اسلامى در مقابل يك مبشّر «مسيحى»- كه در داخل كشتى نيز دست از برنامه تبليغاتى خود بر نمىداشت- بيافرينيم، به خصوص كه او حتى مايل بود ما را هم به «مسيحيت» تبليغ كند!.
ناخداى كشتى كه يك نفر «انگليسى» بود، موافقت كرد كه ما نماز جماعت را در صفحه كشتى تشكيل دهيم، و به كاركنان كشتى نيز، كه همه از مسلمانان «آفريقا» بودند اجازه داده شد، با ما نماز بخوانند، و آنها از اين جريان بسيار خوشحال شدند؛ زيرا اين نخستين بارى بود كه «نماز جمعه» بر روى كشتى انجام مىگرفت!
من (سيد قطب) به خواندن خطبه «نماز جمعه» و امامت پرداختم، مسافران غير مسلمان اطراف ما حلقه زده بودند، و با دقت مراقب انجام اين فريضه