تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢
ولى در مورد معبودهاى صاحب شعور، مانند: فرشتگان و انسانهائى كه معبود واقع شدند، كاملًا صدق مىكند.
اين احتمال نيز وجود دارد كه: جمله مزبور به معنى يك قضيه شرطيه باشد، يعنى: به فرض كه بتها عقل و شعور هم داشته باشند، بدون راهنمائى الهى، خودشان راه را پيدا نمىكنند، چه رسد كه بخواهند راهنماى دگران باشند.
به هر حال آيات فوق، به خوبى نشان مىدهد: يكى از برنامههاى اصلى پروردگار در برابر بندگان، هدايت آنها به سوى حق است، كه اين كار از طريق بخشيدن عقل و خرد، دادن درسهاى گوناگون از راه فطرت، و ارائه آيات و نشانههايش در جهان آفرينش، و همچنين از طريق فرستادن پيامبران و كتب آسمانى صورت مىگيرد.
***
٣- چرا اكثر؟
در آخرين آيه مورد بحث، خوانديم: اكثر بتپرستان و مشركان، دنبال گمان و پندار خويشند، در اينجا اين سؤال پيش مىآيد:
چرا نفرموده است همه آنها؛ زيرا مىدانيم، تمام بتپرستان در اين پندار باطل شريكند، كه بتها را معبودهاى به حق، مالكان نفع و ضرر، و شفيعان درگاه خدا مىپندارند، و به همين جهت، بعضى ناچار شدهاند كلمه اكثر را به معنى تمام تفسير كنند، و معتقدند: اين كلمه گاهى به معنى تمام آمده است.
ولى اين پاسخ، چندان قابل ملاحظه نيست، و بهتر اين است گفته شود:
بتپرستان دو گروهند:
يك گروه كه اكثريت را تشكيل مىدهند، افرادى خرافى، نادان و بىخبرند، و تحت تأثير پندارهاى غلطى قرار گرفته و بتها را براى پرستش برگزيدهاند.