تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥١
مىفرمايد: «اكثر آنها جز از پندار و گمان پيروى نمىكنند، در حالى كه گمان و پندار هرگز انسان را از حق بىنياز نمىكند، و به حق نمىرساند» «وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنّاً إِنَّ الظَّنَّ لايُغْني مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً».
سرانجام با لحنى تهديدآميز نسبت به اين گونه افراد، كه تابع هيچ منطق و حسابى نيستند مىفرمايد: «خداوند به آنچه آنها انجام مىدهند عالم است» «إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِما يَفْعَلُونَ».
***
نكتهها:
١- هدايت ويژه خدا است
در آيات فوق خوانديم: تنها خدا است كه به سوى حق هدايت مىكند، اين انحصار؛
يا به خاطر آن است كه: منظور از هدايت، تنها ارائه طريق نيست، بلكه، رساندن به مقصد نيز مراد مىباشد، كه اين كار تنها به دست پروردگار است.
و يا به اين جهت است كه: ارائه طريق و نشان دادن راه نيز، در درجه اول كار خدا است، و غير او يعنى پيامبران و راهنمايان الهى، تنها از طريق هدايت او به راههاى هدايت آگاه مىشوند، و با تعليم او عالم مىگردند.
***
٢- معبودهاى مشركان و شايستگى هدايت
اين كه در آيات فوق مىخوانيم: معبودهاى مشركان نه تنها نمىتوانند كسى را هدايت كنند، كه خودشان نيز نيازمند هدايت الهى هستند، گر چه درباره بتهاى سنگى و چوبى صدق نمىكند؛ زيرا آنها مطلقاً عقل و شعورى ندارند، تا بخواهند هدايت بشوند يا هدايت نمايند.