تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٤
نرسيده است، مىتواند يك امر ساده، و وابسته به تصادف، حوادث رهبرىنشده، و بدون برنامه و هدف طبيعت بوده باشد؟
بدون شك پديده پيچيده و ظريف و اسرارآميز حيات، نيازمند به علم و قدرت فوقالعاده، و عقل كلّى است.
او نه تنها در آغاز، موجود زنده را از موجودات بىجان زمين آفريده است، بلكه علاوه بر اين، سنت او بر اين قرار گرفته كه: حيات نيز جاودانى نباشد، و به همين جهت مرگ را در دل حيات آفريده، تا از اين طريق، ميدان را براى دگرگونىها و تكامل باز گذارد.
در تفسير آيه فوق، اين احتمال نيز داده شده كه: آيه علاوه بر مرگ و حيات مادّى، مرگ و حيات معنوى را نيز شامل مىشود؛ زيرا انسانهاى هوشمند و پاكدامن و با ايمان را مىبينيم: از پدر و مادرى آلوده، بىايمان و گمراه متولد مىشوند، عكس آن نيز مشاهده شده است كه: بر خلاف قانون وراثت، انسانهاى بىارزش و مرده، از پدر و مادر ارزشمندى به وجود آمدهاند. «١»
البته، مانعى ندارد كه آيه فوق، اشاره به هر دو قسمت باشد؛ زيرا هر دو از عجائب آفرينش، و از پديدههاى اعجابانگيز جهانند، و روشنگر اين حقيقتاند كه: علاوه بر عوامل طبيعى، دست قدرت آفريدگار عالم و حكيمى در كار است. «٢»
بعد از آن اضافه مىكند: «و چه كسى است كه امور اين جهان را تدبير مىكند»؟ «وَ مَنْ يُدَبِّرُ الأَمْرَ».