تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣
را از خود خشنود سازند، لازمتر اين است كه خدا و پيامبرش را راضى كنند، در حالى كه آنها با اعمالشان، خدا و پيامبر را به شدت ناراضى كردند.
لذا قرآن مىگويد: «اگر آنها راست مىگويند و ايمان دارند، شايستهتر اين است كه، خدا و پيامبرش را راضى كنند»! «وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ إِنْ كانُوا مُؤْمِنينَ».
جالب توجه اين كه: در جمله فوق، چون سخن از «خدا» و «پيامبر» در ميان است، قاعدتاً بايد «ضمير» (يُرْضُوهُ) به صورت «تثنيه» آورده شود، ولى، ضمير مفرد به كار رفته است.
اين تعبير، در حقيقت اشاره به اين است كه: رضايت پيامبر صلى الله عليه و آله از رضايت خدا، جدا نيست، و او همان را مىپسندد كه خدا مىپسندد.
و به تعبير ديگر، اشاره به حقيقت «توحيد افعالى» است؛ چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مقابل خدا از خود استقلالى ندارد، و رضا و غضب او، همه به خدا منتهى مىشود، همه، براى او، و در راه او است.
در پارهاى از روايات نقل شده: در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله، مردى ضمن سخنان خود چنين گفت: مَنْ أَطاعَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ، وَ مَنْ عَصاهُما فَقَدْ غَوى: «كسى كه خدا و پيامبرش را اطاعت كند، رستگار است، و كسى كه اين دو را مخالفت كند، گمراه و نارستگار است».
هنگامى كه، پيامبر صلى الله عليه و آله اين تعبير را شنيد، كه او خدا و پيامبر را در يك رديف قرار داده، و با «ضمير» تثنيه ذكر كرده، ناراحت شد، و فرمود:
بِئْسَ الْخَطِيْبُ أَنْتَ، هَلَّا قُلْتَ وَ مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ؟: «تو بد سخنگوئى هستى! چرا نگفتى هر كس نافرمانى خدا و پيامبرش را كند ...؟» (و به