تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٨
در نخستين آيه مورد بحث، اين واقعيت ضمن مثال جالبى تشريح شده، تا پردههاى غرور و غفلت را از مقابل ديدههاى غافلان و طغيانگران كنار زند، مىفرمايد:
«زندگى دنيا همانند آبى است كه از آسمان نازل كردهايم» «إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ».
اين دانههاى حياتبخش باران، بر سرزمينهاى آماده فرو مىريزند، و به وسيله آن گياهان گوناگون مىرويند، كه بعضى از آنها را انسانها و بعضى را حيوانات مىخورند» «فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الأَنْعامُ».
يعنى: بعضى قابل استفاده براى انسانها و بعضى براى حيوانات است.
اين گياهان، علاوه بر خاصيتهاى غذائى كه براى موجودات زنده دارند، سطح زمين را مىپوشانند و آن را زينت مىبخشند، تا آنجا كه: «زمين بهترين زيبائى خود را از آن گرفته و در پرتو آن تزئين مىشود» «حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَها وَ ازَّيَّنَتْ».
در اين هنگام، شكوفهها، شاخساران را زينت داده، گلها مىخندند، گياهان در پرتو نور آفتاب مىدرخشند، و ساقهها و شاخهها همراه وزش باد در طربند، دانههاى غذائى و ميوهها كم كم خود را نشان مىدهند، و صحنه پر جوشى را از حيات و زندگى به تمام معنى كلمه مجسم مىكنند، كه دلها را پر از اميد، و چشمها را پر از شادى و سرور مىسازند، آن چنان كه: «اهل زمين مطمئن مىشوند، مىتوانند از مواهب اين گياهان بهره گيرند» هم از ميوهها و هم از دانههاى حياتبخششان «وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَيْها».
«اما ناگهان فرمان ما شبهنگام و يا در روز فرا مىرسد، (سرماى سخت، يا تگرگ شديد، و يا طوفان در هم كوبندهاى بر آنها مسلّط مىگردد)، و آنها را چنان