تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢
آنها در محيطى مملوّ از صلح و صفا، و عشق به پروردگار، و انواع نعمتها به سر مىبرند.
و هر زمان كه جذبه ذات و صفات خدا وجودشان را روشن مىسازد، مىگويند: «پروردگارا! از هر گونه عيب و نقص پاك و منزّهى» «دَعْواهُمْ فيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ».
و هر زمان به يكديگر مىرسند، سخن از صلح و صفا مىگويند «و تحيتشان آنجا سلام است» «وَ تَحِيَّتُهُمْ فيها سَلامٌ».
و سرانجام، هر گاه از نعمتهاى گوناگون خداوند در آنجا بهره مىگيرند، به شكر پرداخته، مىگويند: «حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه پروردگار عالميان است» «وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ».
***
نكتهها:
١- ملاقات پروردگار
منظور از ملاقات پروردگار كه در آيه نخست آمده، مسلماً ملاقات حسّى نيست، بلكه منظور: علاوه بر پاداش و كيفرهاى پروردگار، يك نوع شهود باطنى است، كه انسان در قيامت نسبت به ذات مقدس خدا پيدا مىكند؛ زيرا آيات و نشانههاى او را همه جا آشكارتر مىبيند، و ديد و درك تازهاى براى شناختش مىيابد. «١»
***
٢- هدايت در پرتو ايمان
در جمله «يَهْديهِمْ رَبُّهُمْ بِإيمانِهِمْ»، سخن از هدايت انسان در پرتو ايمان به