تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣
لغت، گفتگو است.
بعضى مانند نويسنده كتاب «قاموس»، آن را مفرد دانستهاند.
ولى بعضى ديگر مانند «زجّاج»، «ضياء» را جمع «ضوء» مىدانند.
نويسنده تفسير «المنار» و تفسير «قرطبى» نيز، اين معنى را پذيرفتهاند، و مخصوصاً «المنار» بر اساس آن، استفاده خاصى از آيه كرده مىگويد: ذكر «ضياء» به صورت جمع در قرآن در مورد نور آفتاب، اشاره به چيزى است كه علم امروز پس از قرنها آن را اثبات كرده است، و آن اين كه:
نور آفتاب مركّب از هفت نور، و يا به تعبير ديگر: هفت رنگ است، همان رنگهائى كه در رنگينكمان، به هنگام عبور نور از منشورهاى بلورين ديده مىشود. «١»
ولى جاى اين سؤال باقى مىماند: مگر نور «ماه»- هر چند ضعيفتر است- مركّب از رنگهاى مختلف نيست؟
***
٣- مرجع ضمير «قَدَّرَهُ مَنازِلَ»
در اين كه مرجع ضمير «قَدَّرَهُ مَنازِلَ» (براى آن منزلگاههائى قرار داد) تنها «ماه» است، و يا «ماه» و «خورشيد» هر دو را شامل مىشود، باز در ميان مفسران گفتگو است:
بعضى معتقدند اين ضمير گر چه مفرد است، اما به هر دو بازمىگردد، و نظير آن در ادبيات عرب كم نيست.
انتخاب اين نظر به خاطر آن است كه: نه تنها «ماه»، بلكه «خورشيد» هم منزلگاههائى دارد، و هر وقت در برج مخصوصى است، و همين اختلاف برجها،