تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧
انتهاى خود به سوى بىنهايت، كه ذات پاك خدا است پيش مىرود، هر چند مخلوقات محدودند، و محدود، هرگز بىنهايت نخواهد شد، ولى سير او به سوى تكامل نيز متوقف نمىگردد، حتى پس از قيام قيامت، باز اين سير تكاملى ادامه مىيابد (چنان كه در بحث معاد شرح دادهايم). «١»
قرآن در اين باره مىگويد: يا أَيُّهَا الإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً: «اى انسان تو با تلاش و كوشش، به سوى پروردگارت پيش مىروى». «٢»
و نيز مىگويد: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعي إِلى رَبِّك: «اى روحى كه در پرتو ايمان و عمل صالح به سر حد آرامش و اطمينان رسيدهاى* به سوى پروردگارت بازگرد». «٣»
و از آنجا كه آغاز اين حركت از ناحيه آفريدگار شروع شده، و نخستين جرقه حيات از او پديد آمده، و اين حركت تكاملى نيز به سوى او است، تعبير به «رجوع» و بازگشت شده است.
كوتاه سخن اين كه: اين گونه تعبيرها، علاوه بر اين كه اشاره به آغاز حركت عمومى موجودات از ناحيه خدا است، هدف و مقصد اين حركت را، كه ذات پاك او است نيز مشخص مىكند.
و با توجه به اين كه، مقدم شدنِ كلمه «إِلَيْهِ»، دليل انحصار است، روشن مىشود كه هيچ وجودى جز ذات پاك او، نمىتواند مقصد حركت تكاملى انسان باشد، نه بتها و نه هيچ مخلوق ديگر؛ زيرا همه اينها محدودند و مسير انسان يك مسير نامحدود است.
***