تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٠
شرف، به عزت و به هدايت شما، و پاكسازى جامعه شماست.
سپس، به سومين و چهارمين صفت اشاره كرده، مىفرمايد: «او نسبت به مؤمنان رئوف و رحيم است» «بِالْمُؤْمِنينَ رَئُوفٌ رَحيمٌ».
از اين رو، هر گونه دستور مشكل و طاقتفرسائى را مىدهد (حتى گذشتن از بيابانهاى طولانى و سوزان در فصل تابستان، با گرسنگى و تشنگى، براى مقابله با يك دشمن نيرومند در جنگ «تبوك») آن هم يك نوع محبت و لطف از ناحيه او است.
در اين كه «رئوف» و «رحيم» با هم چه تفاوتى دارند؟ در ميان مفسران گفتگو است، ولى به نظر مىرسد، بهترين تفسير آن است كه: رئوف اشاره به محبت و لطف مخصوص در مورد فرمانبرداران است، در حالى كه رحيم اشاره به رحمت در مقابل گناهكاران مىباشد.
اما نبايد فراموش كرد، اين دو كلمه هنگامى كه از هم جدا شوند، ممكن است در يك معنى استعمال شود اما به هنگامى كه همراه يكديگر ذكر شوند، احياناً دو معنى متفاوت مىبخشند.
***
در آيه بعد، كه آخرين آيه سوره است، پيامبر صلى الله عليه و آله را دلدارى مىدهد كه: از سركشىها و عصيانهاى مردم، دلسرد و نگران نشود، مىفرمايد: «اگر آنها روى از حق بگردانند نگران نباش، و بگو: خداوند براى من كافى است»؛ چرا كه او بر هر چيزى توانا است «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ».
«همان خداوندى كه هيچ معبودى جز او نيست» و بنابراين تنها پناهگاه او است «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ».
آرى، بگو «من تنها بر چنين معبودى تكيه كردهام»، و به او دل بستهام و كارهايم را به او واگذاردهام «عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ».