تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨
و از سوى ديگر، به پيامبر صلى الله عليه و آله نيز خبر مىدهد كه: از سركشىها و عصيانهاى مردم، كه نمونههاى زيادى از آن نيز در اين سوره گذشت، نگران و ناراحت نباشد، و بداند كه در هر حال خداوند، پشتيبان و يار و ياور او است.
لذا در نخستين آيه، روى سخن را به مردم كرده، مىگويد: «پيامبرى از خودتان به سوى شما آمد»! «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ».
اين كه: به جاى «مِنْكُم» در اين آيه «مِنْ أَنْفُسِكُم» آمده است، اشاره به شدت ارتباط پيامبر صلى الله عليه و آله با مردم است، گوئى پارهاى از جان مردم، و از روح جامعه در شكل پيامبر صلى الله عليه و آله ظاهر شده است.
به همين دليل، تمام دردهاى آنها را مىداند، از مشكلات آنان آگاه است، و در ناراحتىها و غمها و اندوهها با آنان شريك مىباشد، و با اين حال تصور نمىشود سخنى جز به نفع آنها بگويد، و گامى جز در راه آنها بردارد، و اين در واقع نخستين وصفى است كه در آيه فوق، براى پيامبر صلى الله عليه و آله ذكر شده است.
و عجب اين كه: گروهى از مفسران كه تحت تأثير تعصبات نژادى و عربى بودهاند گفتهاند: مخاطب در اين آيه نژاد عرب است! يعنى پيامبرى از اين نژاد، به سوى شما آمد!.
به عقيده ما: اين بدترين تفسيرى است كه براى آيه فوق ذكر كردهاند؛ زيرا مىدانيم: چيزى كه در قرآن از آن سخنى نيست، مسأله «نژاد» است، همه جا خطابات قرآن با «يا أَيُّهَا النَّاس» و «يا أَيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوا» و امثال آنها شروع مىشود، و در هيچ موردى «يا أَيُّهَا الْعَرَبُ» و «يا قُرَيْشُ» و مانند آن وجود ندارد.
به علاوه، ذيل آيه كه مىگويد: «بِالْمُؤْمِنينَ رَئُوفٌ رَحيمٌ»، به روشنى اين تفسير را نفى مىكند؛ زيرا سخن از همه مؤمنان است، از هر قوم و ملت و نژادى كه باشند.