تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠
و با اين سخن مىخواستند، عدم تأثير سورههاى قرآن، و بىاعتنائى خود را نسبت به آنها بيان كنند، و بگويند اين آيات، محتواى مهم و چشمگيرى ندارد، و مسائلى است عادى و پيش پا افتاده!.
اما قرآن با لحن قاطعى به آنها پاسخ مىدهد، و ضمن تقسيم مردم به دو گروه، مىفرمايد: «اما كسانى كه ايمان آوردهاند، نزول اين آيات بر ايمانشان مىافزايد، و آثار شادى و خوشحالى در چهرههايشان آشكار است» «فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ».
***
«و اما آنها كه در دلهايشان بيمارى نفاق و جهل و عناد و حسد است، پليدى تازهاى بر پليديشان مىافزايد»! «وَ أَمَّا الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلى رِجْسِهِمْ».
«و سرانجام در حال كفر و بىايمانى، از دنيا خواهند رفت» «وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ».
***
نكتهها:
١- آمادگى زمينه، شرط موفقيت
قرآن در دو آيه بالا، اين واقعيت را تأكيد مىكند كه: تنها وجود برنامهها و تعليمات حياتبخش براى سعادت يك فرد، يا يك گروه كافى نيست، بلكه آمادگى زمينهها نيز، بايد به عنوان يك شرط اساسى مورد توجه قرار گيرد.
آيات قرآن مانند دانههاى حياتبخش باران است، كه در باغ سبزه رويد و در شورهزار خس!
آنها كه با روح تسليم و ايمان و عشق به واقعيت، به آن مىنگرند، از هر