تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢
١٢٠ ما كانَ لِاهْلِ الْمَدينَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الأَعْرابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لايَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ لايُصيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لانَصَبٌ وَ لامَخْمَصَةٌ في سَبيلِ اللَّهِ وَ لايَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغيظُ الْكُفَّارَ وَ لايَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لايُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ
١٢١ وَ لايُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغيرَةً وَ لاكَبيرَةً وَ لايَقْطَعُونَ وادِياً إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
ترجمه:
١٢٠- سزاوار نيست كه اهل مدينه، و باديهنشينانى كه اطراف آنها هستند، از رسول خدا تخلّف جويند؛ و براى حفظ جان خويش، از جان او چشم بپوشند! اين به خاطر آن است كه هيچ تشنگى و خستگى، و گرسنگى در راه خدا به آنها نمىرسد و هيچ گامى كه موجب خشم كافران مىشود برنمىدارند، و ضربهاى از دشمن نمىخورند، مگر اين كه به خاطر آن، عمل صالحى براى آنها نوشته مىشود؛ زيرا خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نمىكند!
١٢١- و هيچ مال كوچك يا بزرگى را (در اين راه) انفاق نمىكنند، و هيچ سرزمينى را (به سوى ميدان جهاد و يا در بازگشت) نمىپيمايند، مگر اين كه براى آنها نوشته مىشود؛ تا خداوند آن را به عنوان بهترين اعمالشان، پاداش دهد.