تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٣
دشمنان اسلام داد:
اوّلًا- اين موضوع به ثبوت رسيد كه: روحيه جنگى سربازان اسلام، آن چنان قوى است، كه از درگيرى با نيرومندترين ارتش آن زمان نيز بيمى ندارد.
ثانياً- بسيارى از قبائل و امراى اطراف «تبوك»، به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند، و پيمان عدم تعرض با پيامبر صلى الله عليه و آله را امضاء كردند، و فكر مسلمانان از ناحيه آنان آسوده شد.
ثالثاً- امواج اسلام، به داخل مرزهاى امپراطورى «روم» نفوذ كرد، و به عنوان يك واقعه مهم روز، اين صدا همه جا پيچيد، و زمينه را براى توجه روميان به اسلام فراهم ساخت.
رابعاً- مسلمانان با پيمودن اين راه، و تحمل آن زحمات، راه را براى فتح «شام» در آينده هموار ساختند، و معلوم شد اين راه سرانجام پيمودنى است.
و اين فوائد بزرگ چيزى بود كه، به زحمت لشگركشى مىارزيد.
به هر حال، پيامبر صلى الله عليه و آله با سپاهيان خود طبق سنتى كه داشت، مشورت كرد كه آيا به پيشروى ادامه دهيم، يا باز گرديم.
رأى بيشتر آنها بر آن قرار گرفت كه، بازگشت بهتر است، و با روح برنامههاى اسلامى سازگارتر، به خصوص كه سپاهيان اسلام بر اثر مشقت طاقتفرساى راه، خسته و كوفته شده بودند، و مقاومت جسمانى آنها تضعيف شده بود.
پيامبر صلى الله عليه و آله اين نظر را تصويب كرد، و سپاه اسلام به «مدينه» بازگشت.
***