تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢١
نهاد، اين كلمه، در اصل نام قلعه محكم و بلندى بود كه، در نوار مرزى «حجاز» و «شام» قرار داشت؛ و به همين سبب، آن سرزمين به نام سرزمين «تبوك» ناميده شد.
نفوذ سريع اسلام در جزيره «عربستان» سبب شد كه آوازه پيامبر صلى الله عليه و آله، در تمام كشورهاى اطراف بپيچد، و با اين كه تا آن روز براى «حجاز» اهميتى قائل نبودند، طلوع اسلام و قدرت ارتش پيامبر صلى الله عليه و آله، كه «حجاز» را در زير يك پرچم بسيج كرده بود، آنها را از آينده كار خود بيمناك ساخت.
«روم شرقى»، كه هم مرز با «حجاز» بود، فكر مىكرد: ممكن است يكى از نخستين قربانيان پيشرفت سريع اسلام باشد، لذا سپاهى در حدود چهل هزار نفر، با اسلحه كافى و مجهز، آن چنان كه درخور دولت نيرومندى همانند امپراطورى «روم» در آن زمان بود، گردآورى كرد، و در مرز «حجاز» متمركز ساخت، اين خبر، به وسيله مسافران به گوش پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، و پيامبر براى اين كه درس عبرتى به «روم» و ساير همسايگان بدهد، بىدرنگ فرمان آماده باش صادر نمود.
سخنگويان پيامبر صلى الله عليه و آله در «مدينه» و نقاط ديگر، صداى پيامبر صلى الله عليه و آله را به گوش مردم رساندند، و چيزى نگذشت كه، سى هزار نفر براى پيكار با روميان آماده شدند، كه در ميان آنها ده هزار سوار و بيست هزار پياده بود.
هوا به شدت گرم شده بود، انبارها از مواد غذائى خالى، و محصولات كشاورزى آن سال هنوز جمعآورى نشده بود.
حركت در چنين شرائطى براى مسلمانان بسيار مشكل بود، ولى فرمان خدا و پيامبر است، و به هر حال بايد حركت كرد، و بيابان طولانى و پر مخاطره ميان «مدينه» و «تبوك» را پيمود!.