تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢
زنند، مرتدّ محسوب مىشوند، و در صورتى كه اندرزها در مورد آنها سود ندهد، توسّل به نيروى نظامى، در مقابل آنها جايز است، بعضى معتقدند: داستان «اصحاب ردّه» (همان گروهى كه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله، از پرداخت زكات سر باز زدند و خليفه وقت به مبارزه با آنها برخاست، و مىگويند: حتى على عليه السلام نيز اين مبارزه را امضاء كرد و شخصاً يكى از پرچمداران در ميدان جنگ بود)، از اين قبيل است، هر چند نظرهاى ديگرى در اين داستان نيز وجود دارد.
در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: مَنْ مَنَعَ قِيراطاً مِنْ الزَّكاةِ فَلَيْسَ بِمُؤْمِنٍ، وَ لا مُسْلِمٍ، وَ لا كَرَامَةَ!: «كسى كه يك قيراط از زكات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان، و ارزشى ندارد». «١»
جالب توجه اين كه: از روايات استفاده مىشود: «حدود» و «مقدار» زكات آن چنان دقيقاً در اسلام تعيين شده كه، اگر همه مسلمانان، زكات اموال خويش را به طور صحيح و كامل بپردازند، هيچ فرد فقير و محرومى در سرتاسر كشور اسلامى باقى نخواهد ماند.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ أَدَّوْا زَكاةَ أَمْوالِهِمْ ما بَقِيَ مُسْلِمٌ فَقِيراً مُحْتاجاً! ... وَ إِنَّ النَّاسَ مَا افْتَقَرُوا، وَ لا احْتاجُوا، وَ لا جاعُوا، وَ لا عَرُوا، إِلاّ بِذُنُوبِ الأَغْنِياء!:
«اگر همه مردم زكات اموال خود را بپردازند، مسلمانى فقير و نيازمند، باقى نخواهد ماند ... و مردم، فقير، محتاج، گرسنه و برهنه نمىشوند، مگر به خاطر گناه ثروتمندان»! «٢»