تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦
سه نفر، ( «كعب بن مالك» و «مرارة بن ربيع» و «هلال بن امية» كه شرح حالشان در شأننزول گذشت) در محاصره شديد اجتماعى قرار گرفتند، و مردم همگى با آنها قطع رابطه كردند، «آن چنان كه زمين با همه وسعتش بر آنها تنگ شد» «حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِما رَحُبَتْ».
و سينه آنها چنان از اندوه آكنده شد، كه گوئى: «جائى در وجود خويش براى خود نمىيافتند»، تا آنجا كه خود آنها نيز از يكديگر قطع رابطه كردند «وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ».
و به اين ترتيب، همه راهها به روى آنها بسته شد، «و يقين پيدا كردند كه پناهگاهى از خشم خدا، جز از طريق بازگشت به سوى او نيست» «وَ ظَنُّوا أَنْ لا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ».
لذا «بار ديگر رحمت خدا به سراغ آنان آمد، و توبه و بازگشت حقيقى و خالصانه را بر آنان آسان ساخت، تا توبه كنند» «ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا».
چرا كه «خداوند توبهپذير و رحيم است» «إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ».
***
نكتهها:
١- منظور از توبه خدا بر پيامبر صلى الله عليه و آله چيست؟
در نخستين آيه مورد بحث، خوانديم كه: خداوند بر پيامبر صلى الله عليه و آله، مهاجران و انصار توبه كرد، و توبه آنها را پذيرا شد.
بدون شك پيامبرِ معصوم، گناهى نداشته كه بخواهد از آن توبه كند، و خدا توبه او را بپذيرد، (هر چند پارهاى از مفسران اهل تسنن، تعبير فوق را، دليل بر صدور لغزشى از پيامبر صلى الله عليه و آله در ماجراى «تبوك» گرفتهاند).
ولى دقت در خود آيه، و ساير آيات قرآن، به نادرست بودن اين تفسير گواهى مىدهد؛ زيرا: