تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٧
در شأننزول اين آيات، مطالب ديگرى نيز گفته شده است كه، پس از پايان تفسير آيه خواهد آمد.
تفسير:
لزوم بيگانگى از دشمنان
آيه نخست، با تعبيرى رسا و قاطع، پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان را از استغفار براى مشركان نهى مىكند و مىفرمايد: «شايسته نيست كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و افراد با ايمان، براى مشركان طلب آمرزش كنند» «ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ».
آنگاه، براى تأكيد و تعميم اضافه مىكند: «حتى اگر از نزديكانشان باشند» «وَ لَوْ كانُوا أُولي قُرْبى».
پس از آن، دليل اين موضوع را ضمن جملهاى چنين توضيح مىدهد: «بعد از آن كه براى مسلمانان روشن شد كه مشركان اهل دوزخند»، طلب آمرزش براى آنها معنى ندارد «مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحيمِ».
اين كارى است بيهوده، و آرزوئى است نابجا؛ چرا كه مشرك به هيچ وجه قابل آمرزش نيست، و آنان كه راه شرك را پوئيدند، راه نجاتى براى آنها تصور نمىشود.
به علاوه، استغفار و طلب آمرزش، يك نوع اظهار محبت، پيوند و علاقه با مشركان است، و اين همان چيزى است كه بارها در قرآن از آن نهى شده است.
***
و از آنجا كه مسلمانان آگاه و آشنا به قرآن، در آيات اين كتاب آسمانى خوانده و شنيده بودند: «ابراهيم» براى (عمويش) «آزر» استغفار كرد، اين سؤال