تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٥
«ديوها» را در لباس «فرشته» بشناسد، «گرگها» را در لباس «چوپان» تشخيص دهد، و خود را براى مبارزه با اين دشمنان دوستنما آماده سازد.
يك اصل اساسى در اسلام اين است كه: بايد قبل از همه چيز، نيّات بررسى شود، كه ارزش هر عمل بستگى به نيّت آن دارد، نه به ظاهر آن، گر چه نيّت، يك امر باطنى است، اما ممكن نيست كسى نيتى در دل داشته باشد، ولى اثر آن در گوشه و كنار عملش ظاهر نشود، هر چند در پردهپوشى، فوقالعاده استاد و ماهر باشد.
و از اينجا پاسخ اين سؤال روشن مىشود كه: چرا پيامبر صلى الله عليه و آله با آن عظمت مقام، دستور داد: مسجد، يعنى خانه خدا را آتش بزنند؟! و مسجدى كه يك ريگ آن را نمىتوان بيرون برد، ويران سازند؟! و مكانى را كه اگر آلوده شود بايد فوراً تطهير كنند، مزبلهگاه شهر سازند؟!
پاسخ همه اين سؤالها يك مطلب است، و آن اين كه: مسجد «ضرار»، مسجد نبود، در واقع بتخانه بود، مكان مقدس نبود، كانون تفرقه و نفاق بود، خانه خدا نبود بلكه خانه شيطان بود، و هرگز اسم و عنوان ظاهرى و ماسكها، واقعيت چيزى را دگرگون نمىسازد.
اين است درس بزرگى كه داستان «مسجد ضرار»، به همه مسلمانان براى همه اعصار و قرون مىدهد.
از اين بحث، اين موضوع نيز روشن مىشود كه: اهميت اتحاد در ميان صفوف مسلمين در نظر اسلام به قدرى زياد است كه، حتى اگر ساختن مسجدى در كنار مسجد ديگر، باعث ايجاد تفرقه، اختلاف و شكاف در ميان صفوف مسلمانان گردد، آن مسجد تفرقهانداز، نامقدس است.
***