تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٣
١٠٩- آيا كسى كه شالوده آن را بر تقواى الهى و خشنودى او بنا كرده بهتر است، يا كسى كه اساس آن را بر كنار پرتگاه سستى بنا نموده كه ناگهان در آتش دوزخ فرو مىريزد؟! و خداوند گروه ستمگران را هدايت نمىكند!
١١٠- (اما) اين بنائى را كه آنها ساختند، همواره به صورت يك وسيله شك و ترديد، در دلهايشان باقى مىماند؛ مگر اين كه دلهايشان پاره پاره شود؛ و خداوند دانا و حكيم است!
شأننزول:
آيات فوق، درباره گروهى ديگر از منافقان است، كه براى تحقق بخشيدن به نقشههاى شوم خود، اقدام به ساختن مسجدى در «مدينه» كردند، كه بعداً به نام «مسجد ضرار» معروف شد.
اين موضوع را همه مفسران اسلامى، و بسيارى از كتب حديث و تاريخ ذكر كردهاند، اگر چه در جزئيات آن تفاوتهائى ديده مىشود.
خلاصه جريان، به طورى كه از تفاسير و احاديث مختلف استفاده مىشود، چنين است:
گروهى از منافقان نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده عرض كردند: به ما اجازه ده مسجدى در ميان قبيله «بنى سالم» (نزديك «مسجد قبا») بسازيم، تا افراد ناتوان، بيمار و پيرمردان از كار افتاده در آن نماز بگزارند، و همچنين در شبهاى بارانى كه گروهى از مردم توانائى آمدن به مسجد شما را ندارند، فريضه اسلامى خود را در آن انجام دهند، و اين در موقعى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله عازم جنگ «تبوك» بود.
پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها اجازه داد، ولى آنها اضافه كردند: آيا ممكن است شخصاً بيائيد و در آن «نماز» بگزاريد؟