تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١
مىباشد، و در «چهار پايان» (گاو و گوسفند و شتر) نيز هرگز به يك سوم نمىرسد.
اما اين سؤال را مىتوان چنين پاسخ گفت: پيامبر صلى الله عليه و آله مقدارى از اموال آنها را به عنوان «زكات»، و مقدار اضافى را تا ثلث، به عنوان «كفاره» گناهانشان، پذيرفت.
بنابراين، پيامبر صلى الله عليه و آله «زكات» واجب آنها را گرفته، و مقدار بيشترى از آن را براى پاكسازى از گناهانشان پذيرفته است، كه مجموع هر دو، به يك سوم مىرسيده است.
ب- دستور «خُذ» (بگير) دليل روشنى است كه: رئيس حكومت اسلامى مىتواند «زكات» را از مردم بگيرد، نه اين كه منتظر بماند اگر مايل بودند خودشان بپردازند، و اگر نبودند، نه.
ج- جمله «صَلِّ عَلَيْهِم»، گر چه خطاب به پيامبر صلى الله عليه و آله است، ولى، يك حكم كلى را بيان مىكند؛ (زيرا قانون كلى اين است: در احكام اسلام ميان پيامبر و ديگران تفاوتى وجود ندارد، و ويژگىهاى پيامبر از نظر احكام، بايد با دليل خاص ثابت شود).
بنابراين، متصديان امور «بيتالمال» در هر عصر و زمان، مىتوانند با جمله «أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِم» به زكاتدهندگان دعا كنند.
با اين حال، تعجب در اين است كه بعضى از متعصبان اهل سنت، صلوات را براى آل پيامبر صلى الله عليه و آله مستقلًا جائز نمىدانند، يعنى اگر كسى بگويد: «أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِىٍّ أَمِيْرَ الْمُؤْمِنِين» يا «صَلِّ عَلى فاطِمَةَ الزَّهْراء» ممنوع مىشمرند، در حالى كه ممنوع بودن اين گونه دعا، دليل مىخواهد نه جواز آن.
به علاوه همان گونه كه در بالا گفتيم: قرآن صريحاً اجازه مىدهد: درباره