تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٥
ولى اظهر اين است كه: فاعل در هر دو، شخص پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد، همان گونه كه در آغاز، معنى كرديم، هر چند از نظر نتيجه تفاوت چندانى ميان اين دو تعبير وجود ندارد.
پس از آن، اضافه مىكند: «هنگامى كه از آنها زكات مىگيرى، براى آنها دعا كن، و به آنها درود بفرست»! «وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ».
اين نشان مىدهد كه: حتى در برابر انجام وظائف واجب، بايد از مردم تشكر و تقدير كرد، و مخصوصاً از طريق معنوى و روانى آنها را تشويق نمود.
لذا در روايات مىخوانيم: هنگامى كه مردم «زكات» خود را خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله مىآوردند، پيامبر صلى الله عليه و آله با جمله «أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِم» به آنها دعا مىكرد. «١»
سپس مىافزايد: «اين دعا و درود تو، مايه آرامش خاطر آنهاست» «إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ».
چرا كه از پرتو اين دعا، رحمت الهى بر دل و جان آنها نازل مىشود، آن گونه كه آن را احساس مىكنند، به علاوه قدردانى پيامبر صلى الله عليه و آله و يا كسانى كه در جاى او قرار مىگيرند، و «زكات» اموال مردم را مىپذيرند، يك نوع آرامش روحى و فكرى به آنها مىبخشد، كه اگر ظاهراً چيزى را از دست دادهاند، بهتر از آن را به دست آوردهاند.
جالب اين كه: تا كنون نشنيدهايم مأموران وصول ماليات، موظف باشند از مردم تشكر كنند، ولى اين دستور، به عنوان يك حكم مستحب، در برنامههاى اسلامى، روشنگر عمق جنبههاى انسانى در احكام است.
و در پايان آيه به تناسب بحثى كه گذشت مىگويد: «خداوند شنوا و دانا