تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨
نفاق را تا سر حدّ سركشى و طغيان رسانده، سخت به آن پايبند، و در آن صاحب تجربهاند!
«مَرَدُوا» از ماده «مرد»، (بر وزن سرد)، به معنى طغيان و سركشى و بيگانگى مطلق مىباشد، و در اصل به معنى «برهنگى و تجرد» آمده، و به همين جهت به پسرانى كه هنوز مو در صورتشان نروئيده است «أمرد» مىگويند.
«شجرة مرداء» يعنى: درختى كه هيچ برگ ندارد، و «مارد» به معنى شخص سركش است، كه به كلّى از اطاعت فرمان خارج شده است.
بعضى از مفسران و اهل لغت، اين ماده را به معنى «تمرين» نيز گرفتهاند (از جمله در «تاج العروس» و «قاموس» تمرين، يكى از معانى آن ذكر شده است).
و اين، شايد به خاطر آن باشد كه تجرد مطلق از چيزى، و خروج كامل از آن بدون ممارست و تمرين ممكن نيست.
به هر حال، اين گروه از منافقان، چنان از حق و حقيقت عارى، و چنان بر كار خود مسلط بودند كه مىتوانستند: خود را در صف مسلمانان راستين جا بزنند، بدون اين كه كسى متوجه نفاق آنها بشود.
اين تفاوت تعبير، درباره منافقان «داخلى» و «خارجى» در آيه فوق، گويا اشاره به اين نكته است كه: منافقان داخلى در كار خود مسلطتر و طبعاً خطرناكترند، و مسلمانان بايد شديداً مراقب آنها باشند، هر چند منافقان خارجى را نيز، نبايد از نظر دور دارند.
لذا بلافاصله بعد از آن مىفرمايد: «تو آنها را نمىشناسى، ولى ما مىشناسيم» «لاتَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ».
البته، اين اشاره به علم عادى و معمولى پيغمبر صلى الله عليه و آله است، ولى هيچ منافات ندارد كه او از طريق وحى، و تعليم الهى، به اسرار آنان كاملًا واقف گردد.